خرید بک لینک

درباره سایت

 -`-

آخرین مطالب

امکانات وب

_ هآآی :|

نیو عزیزم ذهنم یه نقطه خالی هم توش نیس واسه همین کمرنگم این یک

دو

درین عزیــزِ دِلَم دیگه خواهشا بزار بگم هپی مپی باشه کُلی :)))

الان بشین رو آشپزیت کار کن D:

و سه

مهدیس جآنم عزیزم امیدوارَم زودِ زود خوب شی :((( خیلی زود

و حالا میرسم به خود :|

عموش سرطانش افتضاح پیشرفت کرده و ازتون میخوام به شدت دعا کنین :(

واسه همین نیس خیلی نیست

خب نباش |:

خونه عمشِ - خب نمیگی کدوم عمه؟الهه؟

:| همه اینا رو تو دلم میگفتم

نیست خیلی خیلی نیست

هیچی اصلا خوب نیست باز :|

همه با کنایه باهام حرف میزنن من جمله مثلا مادر مثلا مثلا -_-

دیشب فقط گریه میکردم

خواب نداشتم

هی خواستم اروم شَم ولی هی اشک میومد

داشتم مقایسه میکردم خودمو با هم سنآم

که من چقد هیشکی بهم توجه نداره و چقد تنهام

کسی نیست که پشتم باشه من با پسرش هم بحثم شه طرف اونه

با دخترش - طرف اونه

خواهرزادش طرف اونه

یه چیزایی میگه مخم میخاد منفجر شه نمیتونین کمتر زخم زبون بزنین؟

دیشب مثلا خاستم خودم آروم کنم گفتم ب خودم

ببین نفیسه الان دلت میخاد کیو بغل کنی؟

فکر کردم

_ علی؟ + نه نه :/ الان نه

_ از دوستا؟ + دیدم هیشکیو ندارم که عصن بشه گف دوست رفیق

فامیل و ابنا - هیچکی

امین؟ اونم نه

عطیه؟ بازم نه

اکبر؟ گفتم فقط بشینم پیشش به حرفآم گوش بده مث همیشه که هم

اون درد منو میفهمه هم من!

دلم میخاست خودمو بغل کنم خـودِ خودَمو ! نفیسه!

حس کردم یه چا قلبم خالیه باید یکیو بغل کنم اون خلا حس نشه

هی فکر میکردم و هی دلم میریخت پایین دستام میلرزید

چشمم دوباره سوزشش شروع شد

این همه جای خالی از کجا پیدا شد؟

خیلی دلم پره خیلی دوست نداشتم و ندارم بیان کنم

ولی بعضی وقتا نوشتن شاید خوب باشه

ولی دیگه نه :)

درس و درس و درس

انگار دوی 540 متر هس تو هم ضعیفی اولش خوب میدویی ها

اما اخرشُ دیدی؟ هی میخای پاتو برداری هی سنگینی میکنه؟

درحال حاضر کلِ روزآم مث تیکه اخر دو هست :)

خیلی چیزا سنگینی کرده :)

حواستون به ماهی کوچولوتون هست؟

برچسب: نویسنده: نگار قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:04

صفحه بندی